جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۷
قدرت نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی ذهن جبهه کفر و استکبار را به خود مشغول کرده است/ آمریکا به ایران حمله کرد تا بساط مقاومت را برچیند

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین سعیدی گفت: یکی از عنصر شکل دهنده اقتدار ایران، قدرت نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی می‌باشد که ذهن جبهه کفر و استکبار به ویژه آمریکا را به خود مشغول کرده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از تهران، جنگ رمضان در نهم اسفندماه ۱۴۰۴، در شرایطی آغاز شد که منطقه غرب آسیا همچنان با تنش‌های سیاسی و امنیتی مواجه بود و مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان برای حل اختلافات، در جریان قرار داشت. در این روز، ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل حملات نظامی گسترده‌ای را علیه اهدافی در داخل خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند؛ حملاتی که به‌سرعت ابعاد مختلف نظامی، امنیتی و سیاسی به خود گرفت و منطقه را وارد مرحله تازه‌ای از رویارویی کرد.

جنگ رمضان، بار دیگر اهمیت امنیت ملی، آمادگی دفاعی، انسجام اجتماعی، مسئولیت‌پذیری دستگاه‌های خدمت‌رسان و نقش مردم در عبور از شرایط بحرانی را در کانون توجه قرار داد؛ رویدادی که بررسی ابعاد و پیامدهای آن، برای ثبت دقیق وقایع و تبیین نقش بخش‌های مختلف کشور در مدیریت شرایط جنگی، از اهمیت تاریخی و رسانه‌ای برخوردار است.

بخش دوم گفتگوی حجت الاسلام و المسلمین علی سعیدی، رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظّم کل قوا با خبرگزاری حوزه را در ادامه می خوانید:

علت و چرایی تهاجم آمریکا به ایران را توضیح دهید.

آمریکا نقشه‌های زیادی را برای نابودی انقلاب و نظام اسلامی به کار گرفته بود که مثمرثمر واقع نشد، امّا در آخر خود دست به کار شد تا با تکیه بر ناوها، ناوچه‌ها و جنگنده‌های پیشرفته خودش کار را تمام کند که آخرین طراحی او هم با شکست مواجه گردید. امّا سؤال این است که چرا آمریکا تا این میزان روی ایران حسّاس است و چرا بیشترین فشار را در این مرحله اخیر به ایران وارد نموده است؟ اگرچه خودشیفتگی، خودسری، بزرگنمایی و قهرمان نمایی ترامپ و سران آمریکا و تأثیرپذیری آنان از وسوسه و اغواگری نتانیاهو در تصمیم‌سازی برای ترامپ متجاوز بی تأثیر نبود، اما صرفنظر از این موارد، علّت العلل زمینه ساز تصمیم جریان قدرت طلب در کاخ سفید، عوامل زمینه ساز اقتدار ایران می‌باشد که به شدّت سردمداران کاخ سفید را نگران کرده است.

اقتدار ایران بر چه عواملی استوار است؟

اقتدار ایران اسلامی بر چند عامل مهم استوار و پایدار است که دشمنان توان رویایی با آن را ندارند.

۱- قدرت هسته ای

غنی‌سازی هسته ای که در دولتهای هفتم و هشتم با فشار دولت وقت آمریکا تعطیل شده بود، در دولت نهم و دهم به سطح ۲۰ و ۶۰ درصد ارتقاء یافت، امّا تعطیلی حداکثری چرخه غنی‌سازی در قالب برجام در دولت یازدهم و دوازدهم، برگ برنده‌ای برای آمریکا در توقّف چرخه غنی سازی بود. اوباما رئیس جمهور وقت آمریکا بعد از توافق برجام در کنگره مدعی شد اگر من قبلاً می‌گفتم بدون درگیری نظامی می‌توان غنی‌سازی در ایران را متوقف نمود کمتر کسی باور می‌کرد؛ حال می‌گویم ما بدون شلیک حتی یک گلوله چرخه غنی سازی را تعطیل کردیم.

ولی ترامپ که چندان از آنچه در برجام اتفاق افتاده بود سر در نمی‌آورد، سند مذکور را پاره کرد و یک طرفه از گروه برجام خارج شد. امّا جریان غنی‌سازی ادامه پیدا کرد و ارزیابی‌ها بر این نکته تکیه داشت که ایرانی که توان غنی سازی شصت درصدی را دارد، توان ارتقاء آن تا ۹۲ درصد را هم دارا می‌باشد. امروز که ترامپ مجدداً بر اریکه قدرت تکیه زده، می‌بیند ایران همچنان شتابان به غنی‌سازی اورانیوم ادامه می‌دهد و احساس می‌کند ایران به یک قدرت هسته‌ای تبدیل شده است.

۲- قدرت نظامی و دفاعی

دوّمین عنصر شکل دهنده اقتدار ایران، قدرت نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی می‌باشد که ذهن جبهه کفر و استکبار به ویژه آمریکا را به خود مشغول کرده است. درگذشته نماد و نمودی از قدرت دفاعی ایران ذهن سران آمریکا و سران اروپایی وابسته به آمریکا را مشغول کرده بود، امّا صحنه نبرد و به ویژه جنگ رمضان آرایش واقعی و ظرفیت بالای نظامی ایران و قدرت آن در تخریب پایگاه های آمریکا را به صورت عینی و ملموس به سران آمریکا و اروپا نشان داد و میزان نگرانی و حساسیّت آنان را افزون نمود؛ از این رو، به نظر می‌رسد این قدرت توانسته خواب را از چشمان ترامپ برباید.

۳- قدرت انرژی

سوّمین رکن شکل دهنده اقتدار ایران، قدرت و ظرفیت انرژی است. ایران با ترکیب نفت و گاز در رتبه اوّل یا دوّم جهان قرار دارد. ایران امروز تنها کشور ضدّ آمریکایی دارای ظرفیت بالای انرژی در منطقه غرب آسیا می‌باشد و بدین جهت یکی از انگیزه‌های ترامپ از جنگ فعلی، سلطه بر منابع انرژی بعد از سلطه بر منابع انرژی ونزوئلا بوده است.

۴- قدرت وحدت و انسجام ملّی تحت فرمان رهبری

رکن چهارم تشکیل دهنده اقتدار ایران، قدرت مردمی، وحدت و انسجام ملّی تحت فرمان رهبری است. این رکن زیربنایی را می‌توان مهمّ‌ترین عامل پایداری و مانایی انقلاب و نظام اسلامی در برابر دسیسه‌ها و توطئه‌های آمریکا به شمار آورد؛ حقیقتی که در جنگ رمضان و بعد از شهادت قائد عظیم الشأن، امام مجاهد و پیشوای شهید، در عرصه کشور تجلّی و تبلور پیدا نمود و اکنون نیز پس از گذشت چندین ماه از جنگ رمضان، همچنان حضور مردم با صلابت ادامه دارد.

نکته قابل توجه اینکه ترامپ در دوره قبلی ریاست جمهوری خود روی این چهار رکن قدرت تکیه می‌کرد و عناصر اقتدار را این چهار رکن معرفی می‌کرد و تأکید داشت برای تسلیم جمهوری اسلامی ایران باید این ارکان و به ویژه وحدت و انسجام ملّی در هم شکسته شود.

۵- قدرت منطقه ای

عامل دیگر زمینه ساز فشار مضاعف آمریکا نسبت به ایران، عمق راهبردی و قدرت منطقه‌ای و سرمایه عظیم مقاومت در غرب آسیا است. آمریکا با همراهی رژیم صهیونیستی به ایران حمله کرد تا بساط مقاومت را برچیده و زمینه توسعه رژیم اشغالگر از نیل تا فرات و تسلط بر منطقه را فراهم نماید. امّا با مقاومت جانانه و باصلابت ایران، نهتنها مقاومت از بین نرفت، بلکه به مراتب قویتر از گذشته به ایفای نقش پرداخت. در سایه ایستادگی ایران و جبهه مقاومت دو امتیاز بزرگ نصیب ملّت ایران و مقاومت گردید: نخست اهرم قوی و نیرومند کنترل تنگه هرمز و دیگری، دستیابی انصارالله یمن به تنگه راهبردی باب المندب.

۶- قدرت نشأت گرفته از پدیده "مهدویت"

گرچه آمریکا و رژیم صهیونیستی بر اساس بافته های ذهنی شان که منبعث از اساطیر و پندارهای دست‌ساز صهیونیست های قدرت طلب و جهانخوار می باشد، سلطه بر جهان را آرزوی خود میدانند و خیال حاکمیت بر بشریت را به یدک می‌کشند، امّا در عمق وجودشان بر این باورند که آینده جهان در دست صالحین با محوریت صالح‌ترین انسان از نسل حضرت اسماعیل و پیامبر آخرالزمان و نهمین فرزند امام حسین(علیه السّلام) می‌باشد. آنها آغازگر این نهضت را ایران و منطقه مقاومت برمی‌شمارند و تمام تلاششان این است که جلوی شکل گیری این پدیده را بگیرند. امروز این حقیقت برای بسیاری از مصلحان و آینده پژوهان روشن است که همانطورکه حضرت موسی و پیروان راستین او در مصاف با فرعون به پیروزی رسیدند، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) و پیروانش نیز بر فرعون زمان فائق آمده و با شکست آنان، جهان را در قلمرو خود در خواهند آورد.

متغیّرها و تحوّلات پسا جنگ رمضان را توضیح دهید.

با توجه به پیچیدگی های این مقطع، به نظر می‌رسد جنگ رمضان یکی از مقاطع تاریخی است که مورد توجه وقایع نگاران قرار گرفته و از این پس، بسیاری از حوادث در مقایسه با قبل و بعد از جنگ رمضان مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد. در این مختصر به برخی تحوّلات و متغیّرها در پی جنگ رمضان اشاره می گردد.

۱- ارتقاء قدرت ایران در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی

از متغیّرهای مهمّ پسا جنگ رمضان، ارتقاء جایگاه و قدرت ایران در سطح منطقه و عرصه بین الملل می‌باشد. گرچه بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران، ایران را به عنوان قدرت چهارم در عرصه بین الملل معرفی می‌کنند، ولی در این میان اعتراف خانم کلینتون وزیر خارجه پیشین آمریکا تأییدی بر این نکته است که می‌گوید: ترامپ ایران را به عنوان یک قدرت به جهان معرفی نمود.

۲- جایگزینی جنگ نامتقاران به جای برابری تسلیحات در رقابت‌ها

تا قبل از این در عرصه رقابت بین کشورها، اصل بر برابری تسلیحات بوده و همواره قدرت‌های بزرگ تلاش داشتند تا توازن در جنگ‌های احتمالی در بعد هوایی، زمینی، دریایی و اتمی حفظ شود؛ همانند رقابت بین آمریکا و شوروی سابق و رقابت بین آمریکا، روسیه و چین در شرایط امروز. امّا ابتکارات و خلاقیات نیروهای مسلّح ایران در جنگ رمضان، این روند را تغییر داد و توانست نبرد نابرابر را به نبرد نامتقارن تبدیل نموده و در آن به پیروزی‌های شگفت انگیزی دست یابد. تسلیحات، تجهیزات و ظرفیت‌های دفاعی ایران در بعد هوایی، زمینی و دریایی با امکانات آمریکا قابل مقایسه نبود، امّا ایران به رغم محدودیّتها توانست ارتش مجهز آمریکا را با شکست مواجه سازد.

۳- پدیداری ارزش اقتصادی، سیاسی، امنیّتی و بازدارندگی تنگه هرمز

تا قبل از جنگ در شبانه روز قریب به ۲۰۰ کشتی مجموعه‌ای از نیازهای کشورهای جهان و به طور خاص ۲۰ درصد انرژی موردنیاز از طریق تنگه هرمز عبور می‌کرد و این تنگه نقش بسیار مهمّی در اقتصاد بین‌الملل داشت. امّا جنگ رمضان نقش و تأثیر فوق العاده این تنگه و ارزش آن را در اقتصاد، سیاست، امنیّت و به ویژه بازدارندگی آشکار نمود. اکنون نقش راهبردی این تنگه برای همگان آشکار شده که قبلاً این چنین ملموس و عینی نبود.

۴- تغییر در نگرش اروپا به ظرفیت امنیّت درون ساز

اروپا همواره با دنباله‌روی از آمریکا، امنیّت خود را در گرو قدرت آمریکا دانسته و تصور می‌کرد آمریکا همیشه نسبت به تأمین امنیّت اروپا به عنوان عضو ناتو وفادار خواهد بود. جنگ رمضان و عدم همراهی اروپا با آمریکا در حمله به ایران و به دنبال آن تردید و اظهار نارضایتی رئیس جمهور آمریکا از عملکرد اروپا، حاکمان اروپا را به این فکر فرو برد که تا ابد نمی‌توان در موضوع امنیّت و دیگر موارد به آمریکا متکی بود. از این رو، در اروپا زمزمه اتکاء به درون و توجه به ظرفیت امنیّت درون ساز قوّت گرفت و این کشورها درصدد برآمدند راهکارهایی برای کاهش وابستگی به آمریکا را جستجو نمایند؛ بدین جهت در آینده باید شاهد جدایی بیشتر اروپا از آمریکا باشیم. نوع برخورد ترامپ با کانادا، مکزیک، دانمارک و اروپا نشان داد که آمریکا حتی به نزدیک‌ترین کشورهای همراه و همسایگانی که منافع مشترک دارند نیز وفادار نخواهد بود و در شرایطی که منافعش اقتضا کند، آنها را قربانی خواهد کرد.

۵- ارتقاء جایگاه ملّت ایران و تغییر نگرش جهانیان

از دیگر متغیّرهای جنگ رمضان، ارتقاء منزلت، اعتبار و جایگاه ملّت ایران و تغییر نگرش افکار عمومی نسبت به مردم ایران است. با توجه نسبت به نوع عملکرد مردم ایران در جنگ رمضان، اکنون بسیاری از مردم جهان ملّت ایران را مردمی مقاوم و وفادار به نظام، انقلاب، حافظ استقلال، هویت و فرهنگ ملّی می‌شناسند. حضور شبانه مردم در میادین درطول بیش از هفت ماه در اقصی نقاط کشور با وجود همه سختی‌های آن، تبلور روحیّه‌ی مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن متجاوز می‌باشد.

رئیس جمهور روسیه در جمعی با حضور وزیر خارجه ایران و سفیر ایران در مسکو در تمجید مردم ایران می‌گوید: از جمله اموری که ما باید مورد تجدیدنظر قرار دهیم، نگرش ما به مردم ایران است. ایشان می‌گوید معمولاً در منطقه غرب آسیا هرکجا تهاجمی انجام می‌شود، مردم با متجاوز برای سقوط نظامشان همراهی می‌کنند. امّا مردم ایران چنین نکردند و محکم در صحنه، از نظامشان دفاع نمودند.

۶-تجلّی اراده ولی فقیه در انسجام ملّی و قدرت دفاعی

گرچه دشمنان اسلام به ویژه آمریکای متجاوز بیش از پنج دهه، نقش، جایگاه و کارکرد ولایت فقیه را در حوادث مختلف از کودتای نقاب، جنگ تحمیلی و غائله‌ها و فتنه‌های مختلف، مشاهده کرده بودند، امّا دشمن آمریکایی بر اساس اشتباه محاسباتی و به تحریک رژیم سفاک و خونخوار صهیونیستی، یکبار دیگر علیه نظام و انقلاب وارد ماجراجویی گردید؛ ابتدا در جنگ ۱۲ روزه و سپس در شبه کودتای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ به دنبال سقوط نظام بود که طرفی نبست و در نهایت وارد جنگ رمضان شد و با تصور اینکه نظام قائم به شخص است و با ترور رهبری، نظام فرو خواهد پاشید، دست به خطرناک‌ترین اقدام یعنی شهادت قائد عظیم الشأن حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای(قدس سرّه) زد، غافل از اینکه مردم دست پرورده آن امام مجاهد خلأ وجودی آن پیشوای بزرگ را با حضورشان در صحنه پر خواهند کرد. ازسوی دیگر، راهبردها و هدایت‌های چند دهه گذشته ایشان، آنچنان نیروی مسلّحی ساخته که می‌توانند در کنار مردم، ضرباتی بر پیکر نحیف دشمنان وارد کند که نفس در سینه‌هایشان تنگ شده و در تحیّر و سرگردانی قرار گیرند. امّا صفحه ی بعد این کتاب را هم نخوانده بودند که اراده خدا در اراده خبرگان تجلّی نمود و رهبری به مثابه رهبری پیشین و دست پرورده آن فقید سعید یعنی حضرت آیت الله سیّد مجتبی حسینی خامنه‌ای(مدّظلّه العالی) را به رهبری برگزیده و به مردم معرفی نمودند و خامنه‌ای دوّم راه امام شهید را با صلابت دنبال خواهند کرد؛ و اینچنین دشمن یکبار دیگر اراده خدا را در ایستادگی ملّت ایران و نیروهای مسلّح با محوریت ولی فقیه مشاهده نمود. بدین ترتیب، دشمن صلابت رهبری و خامنه‌ای دوّم را در همین دوران زعامتشان کاملاً دریافت نمود.

۷- تحوّل در نگرش به امنیّت در کشورهای منطقه

جنگ رمضان توانست زمینه‌ تغییر نگرش کشورهای منطقه و عدول از یک جانبه‌گرایی و اتکاء به آمریکا، به چند جانبه‌گرایی در مورد امنیّت خود را فراهم نماید. قبل از جنگ رمضان حضور آمریکا در منطقه که هدف اصلی آن امنیّت راهبردی اسرائیل بود، با تفاهم نامه‌هایی، امنیّت کشورهای منطقه حاشیه خلیج فارس را هم پوشش می‌داد. امّا با جنگ رمضان و حمله دفاعی ایران به پایگاه‌های آمریکا و ناامن شدن کشورهای مذکور، اعراب منطقه به این نتیجه رسیدند که آمریکا پناهگاه مطمئنی نیست و نمی‌تواند امنیّت آنان را تضمین نماید. از این رو، درصدد تجدیدنظر و چرخش به سمت چند جانبه‌گرایی در تأمین امنیّت برآمدند. پیمان دفاعی سه جانبه بین عربستان، پاکستان و ترکیه تحت عنوان پیمان مکّه و سفر هیأت قطری به چین از نشانه‌های این تحوّل می‌باشد. آسیب پذیری آمریکا در تأمین امنیّت کشورهای وابسته، یکی از مهمّ‌ترین تحوّلات و تبعات جنگ رمضان به شمار می‌آید.

۸- تعامل قدرت نرم با قدرت سخت و شکل دهی اقتدار ایران

حضور و تجلّی قدرت مردم در پهنه ایران و بروز و ظهور اراده ملّی به عنوان نماد و رکن قدرت نرم در کنار قدرت سخت یعنی نیروهای مسلّح، ترکیبی مبارک در جهت شکل دهی اقتدار ایران، و از تحوّلات و متغیّرهای جنگ رمضان به شمار می‌آید. در نگرش دینی مردم با درک درست شرایط، شناخت رهبری و باور و ایمان به هدف به عنوان محور قدرت نرم، نقش تعیین کننده‌ای در پیشبرد جبهه حق داشته‌اند. تعابیر زیبای "یا ایّها الّذین آمنوا" در جای جای قرآن، بیان کننده این قدرت نرم است که در کنار نیروهای مسلّح با صلابت به عنوان محور قدرت سخت، معجزه پیروزی را رقم می‌زنند. این پدیده و تعامل اثربخش به عنوان یکی از بزرگترین تحوّلات و تجارب موفّق باید تقویت و مورد توجه قرار گیرد.

۹- ورود ایران به عرصه نوین و تحوّل در ارتباط با گذشته

جنگ رمضان ارتباط ما را با گذشته تغییر داد و ایران را وارد عصری نوین کرد. ایران در این دوره طلایی برای تحوّل در نظام اطلاعاتی و ارتباطی، باید خود را برای عصر جدید آماده کند. ایران توانست با تکیه بر فنّاوری‌های پیچیده و دستیابی به موشک‌ها و پهپادهای پیشرفته، دو قدرت اتمی را وادار به شکست نماید. امّا روشن است که دشمن هم برای مقابله با این دو پدیده دست به کار خواهد شد. از این رو، ایران باید وارد ابتکارات دیگری شود تا فوق تلاش دشمن حرکت نماید. ایران باید ضریب امنیّتی استحکامات و کارخانجات را افزایش داده و آنها را در برابر موشک‌های فوق سنگین آینده آمریکا و رژیم صهیونیستی مصونیت بخشد.

عصر جدید دوره بروز و ظهور قدرت ایران در عرصه های منطقهای و بین‌المللی است. در عرصه منطقه‌ای برنامه‌ریزی برای هماهنگی در نظم جدید و ائتلاف با کشورهای همسایه بدون حضور آمریکا ضروری است. در دوره نوین، ایران باید در پیمان شانگهای و گروه بریکس ایفاء نقش بیشتری نموده و در جایگزینی ارزهای دیگر به جای دلار تلاش نماید. انتظار بسیاری از آزادگان این است که ایران قوی در سازمان‌ها و تشکل‌های بین‌المللی سهم بیشتری داشته باشد و زمینه تحوّلات آتی به نفع کشورهای در حال توسعه را فراهم نماید.

۱۰- تحوّل در ایفای نقش در دو تنگه هرمز و باب المندب

جنگ رمضان قدرت و قوّت جمهوری اسلامی ایران در کنترل آبراه مهمّ تنگه هرمز را آشکار کرد و نشان داد مردم ایران ابزار و اهرم مهمّی در اختیار دارند که ظرفیت‌های بسیار بالایی برای ایران ایجاد کرده است. تنگه هرمز، اهرم بسیار نیرومندی است که هم می‌تواند در اقتصاد ایران فوق العاده تأثیرگذار باشد و هم ظرفیتی برای مقابله با فشارها ازسوی دشمنان ایران و انقلاب یعنی آمریکا، رژیم صهیونیستی و اروپا به شمار می رود. تنگه هرمز می‌تواند منشأ تعاملات، تفاهم‌نامه‌ها و ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای خارج از حیطه اختیارات آمریکا گردد. تنگه هرمز در کنار تنگه راهبردی باب المندب که یکی از آثار جنگ رمضان و از برکات جبهه مقاومت می‌باشد، ظرفیت بسیار مهمّی برای حلّ مشکلات جهان اسلام به ویژه مسئله فلسطین و کاهش فشار از مردم مظلوم غزه می باشد.

۱۱- پدیداری سونامی وحشت در اقتصاد بین‌الملل

از دیگر تحوّلات نشأت گرفته از جنگ رمضان و تجاوز آمریکا به جمهوری اسلامی ایران، پدیداری سونامی وحشت در اقتصاد جهان با بستن تنگه هرمز می‌باشد. شاید قبلاً این تصور در مورد میزان تأثیرگذاری بستن تنگه هرمز روی اقتصاد، برای مسئولان و مردم روشن نبود. امّا تجاوز آمریکا و بسته شدن تنگه هرمز، تأثیر آن در تورم جهانی را تا عمق کشورها و زندگی فرد فرد جهانیان به صورت ملموس نمایان ساخت. اکنون این واقعیت برای همگان به وضوح آشکار شده که یک حادثه در نقطه‌ای راهبردی می‌تواند چنان تکانه‌ای در اقتصاد و زندگی مردم جهان ایجاد کند و همگان را در این فکر فرو برده که بازار و زندگی را چگونه سامان دهند و آیا بازگشت به گذشته امکان‌پذیر هست یا نه؟ گستره تأثیرگذاری این پدیده تنها روی سوخت و انرژی نبود بلکه در صنعت هوایی، گردشگری، مسافرت، اوراق قرضه، بورس‌های کشورها و ده‌ها و صدها مورد دیگر تأثیر گذاشت و جهان را با چنان وضعیتی جدیدی مواجه ساخته که عمق تأثیر آن در اقتصاد به سادگی قابل احصاء نمی‌باشد.

۱۲- تحوّل در عرصه نبرد از تکیه بر نیروی زمینی تا جایگزینی موشک و پهپاد

پیشینه جنگ مبیّن این واقعیت است که جنگ‌ها تاکنون متکی به دریا، برتری هوایی و در نهایت نیروی زمینی برای تصرف سرزمین و ساقط کردن نظامهای سیاسی و دولت‌ها (همانند جنگ اوّل و دوّم عراق و جنگ افغانستان) بوده است. امّا جنگ رمضان این چرخه را تغییر و نشان داد که ورود موشک‌ها و پهپادهای پیشرفته می‌تواند معادله را تغییر داده و با حمله زمینی به مقابله برخیزد. در طراحی‌های آمریکا، حمله زمینی و اشغال بخشی از سرزمین یا جزایر مدّنظر بود، امّا قدرت فنّاوری موشکی و پهپادی ایران نه تنها مانع از ورود دشمن به حمله زمینی شد، بلکه به کارگیری ناوگان دریایی آن را هم با مشکل مواجه ساخت. ازسوی دیگر پهپادهای ارزان قیمت ۱۰ تا ۳۰ هزار دلاری توانست زمینه هزینه و مصرف موشک‌های پدافندی چند میلیون دلاری آمریکا را فراهم نموده و باعث کاهش ذخایر راهبردی آمریکا شود.

۱۳- سقوط نظم آمریکا محور

از دیگر تحوّلات و متغیّرهای جنگ رمضان، سقوط اعتبار و اقتدار آمریکا در حمایت از کشورهای منطقه یعنی تغییر در نظم آمریکا محور می‌باشد. در دهه های اخیرآمریکا با هدف تأمین و تضمین امنیّت اسرائیل و با بهانه تأمین امنیّت چند کشور حاشیه خلیج فارس، زمینه حضور خود در این کشورها و تأسیس پایگاه در جهت پوشش دریایی، هوایی و زمینی را فراهم نمود. عجیب اینکه هزینه‌های زیادی را هم از مشتریان امنیّت دریافت می‌کرد، درحالی که به تعبیر کِندی، اسرائیل قطعه‌ای از آمریکا در منطقه غرب آسیا و ژاندارم آمریکا در منطقه بود. جنگ رمضان ماهیّت اهداف دروغین آمریکا را برملا ساخت و تمام اعتبار و اقتدار آن در تأمین امنیّت کشورهای منطقه را به باد فنا داد. کشورهای منطقه که هم با اشغال سرزمینشان توسط آمریکا مواجه بودند و هم هزینه اشغال را به تصور تأمین امنیّت می‌پرداختند، از خواب غفلت بیدار شده و دیدند آمریکای ناتوان از تأمین امنیّت نیروها و تجهیزات خودش، چگونه می‌تواند از حریم آنها حفاظت نماید.

۱۴- شکستن چرخه امپراتوری رسانه‌ای

تحوّل دیگر جنگ رمضان، شکاف در گنبد آهنین امپراتوری رسانه ای و شکستن چرخه‌ی اطلاع رسانی جبهه کفر و استکبار است. دشمنان حقّ و عدالت، سال‌ها تلاش کرده بودند با سیطره بر دستگاه‌های اطلاع رسانی، افکار عمومی را در مدار خود نگهداشته و ذهن‌ها را در چهارچوب اهداف خود هدایت نمایند. امّا پدیده جنگ رمضان توانست این بنا را تغییر دهد. نخست، جنایات غیرقابل توصیف رژیم صهیونیستی در غزه نسبت به مردم مظلوم غزه بود که وجدان خفته بشریت را بیدار نمود و به وضوح جنایت پیشه گی و خوی درنده رژیم اشغالگر را برای مردم جهان به اثبات رساند و وجدان‌های آگاه، از پوسته خود بیرون آمده و با استفاده از اینترنت و شبکه مجازی که دشمن تدارک دیده بود، واقعیّت‌ها را مشاهده نمودند. عامل دوّم شکستن چرخه امپراتوری رسانه‌ای، لشکرکشی آمریکا در حمله به ایران و بسته شدن تنگه هرمز بود. بسته شدن تنگه هرمز زمینه ساز بحران انرژی در سراسر جهان، تورم و افزایش قیمت انرژی و تأثیر آن در زندگی مردم جهان می باشد. جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، فریاد ملّتی بود که قریب به نیم قرن در محاصره آمریکا قرار داشت و اکنون خود آمریکا بستر لازم را برای چشیدن طعم تلخ تحریم به جهانیان فراهم نمود. با جنگ رمضان بسیاری از انسان‌ها در این کره خاکی چشم باز کرده و مشاهده کردند جنایت ترامپ چگونه زندگی آنان (اتومبیل، تغذیه و سفره) را تحت تأثیر قرار داده است.

۱۵- تغییر در روابط آمریکا و اسرائیل

از دیگر متغیّرهای جنگ رمضان، تغییر در روابط آمریکا و اسرائیل می‌باشد. منظور از تغییر روابط، عدول از وابستگی متقابل این دو رژیم نیست که شارون نخست وزیر جنایتکار سابق رژیم صهیونیستی می‌گوید اسرائیل به منزله ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه است و بایدن رئیس جمهور پیشین آمریکا نیز می‌گوید: اگر اسرائیل نبود باید این رژیم را ایجاد می‌کردیم. منظور از تغییر روابط، بیداری افکار عمومی و وجدان‌ مردم آمریکا به ویژه جوانان این کشور و عکس‌العمل در برابر جنایات رژیم صهیونیستی است. نوع موضع‌گیری برخی سیاسیون آمریکا و اروپا نسبت به اسرائیل و نوع شعارها در تظاهرات مردم اروپا مؤیّد انعکاس افکار عمومی در قبال این رژیم اشغالگر می‌باشد.

۱۶- تحوّل در دکترین دفاعی از بازدارندگی به اقدام قاطع

معمولاً قدرت دفاعی در چند بخش قابل تقسیم است و هر بخش مرتبهای از قدرت دفاعی است:

مرتبه اوّل، قدرت دفاعی وابسته و تحت الحمایگی کشور و وابستگی به قدرت های بزرگ، همانند قدرت دفاعی رژیم گذشته و یا بسیاری از حکومتهای کنونی؛ که ضعیفترین نوع قدرت دفاعی است.

مرتبه دوّم، قدرت ملّی با تکیه بر ظرفیت داخلی کشور است؛ همانند آنچه در دفاع مقدس اتفاق افتاد که مجموعه‌ی ظرفیت های کشور برای دفاع در برابر تهاجم ارتش عراق، به کار گرفته شد.

مرتبه سوّم، قدرت دفاعی بازدارنده است، یعنی دستیابی به قدرتی که زمینه بازدارندگی را فراهم نماید و کشور به مرحله ای برسد که قدرتش بازدارنده حمله دشمن باشد.

مرتبه چهارم، قدرت مقابله به مثل است، یعنی قدرتی که اگر دشمن دست به اقدامی زد(مثلاً کشتی را مصادره کرد) کشور مقابل بتواند مقابله به مثل نماید.

مرتبه پنجم، قدرت ضربه اوّل است، یعنی کشور به قدرتی دست پیدا کند که بتواند ضربه اوّل را وارد کرده و پس از آن نیز میدان را کنترل نماید.

راهبرد جمهوری اسلامی در مقابل تهاجم آمریکا بازدارندگی بوده که به تدریج و با توجه به رفتار دشمن، به اقدام قاطع متحوّل شد. بدین ترتیب بعد از حمله دشمن به جزیره سیریک و جنایت نسبت به یک محفل عروسی و برخی مراکز دیگر، ایران وارد راهبرد اقدام قاطع شد. البته ایران در گذشته هم در مقابله با دشمن قاطعیّت داشت، اما در این مرحله ضربه فراگیر و اقدام قاطع و سریع در برابر دشمن در دستورکار قرار گرفت؛ به ویژه حمله به پایگاههای آمریکا در اردن که برای دشمن غیرمنتظره بوده و تلفات انسانی و تجهیزاتی بر دشمن تحمیل کرد. از این رو، راهبرد ایران در ادامه، برخورد قاطع در برابر دشمن می باشد.

۱۷- تحوّل در نبرد روایتها و جنگ شناختی

از دیگر متغیّرهای جنگ رمضان، تحوّل در نبرد روایتها و جنگ شناختی است. از جمله راهبردهای آمریکا در تهاجم به کشورها، بهره گیری از جنگ شناختی و راهبرد روایت برتر در جبهه رقیب و تأثیر روی ذهن، دیدگاه و نگرش سیاسیون و مردم می باشد؛ همان راهبردی که در قبال اتحاد جماهیر شوروی به کار گرفته شد و موفّق به فروپاشی ابرقدرت شوروی گردید. برژینسکی مشاور اسبق امنیّت ملّی آمریکا در کتاب خود «شکست بزرگ» می نویسد: ویژگیهای جریان دهکده جهانی ارتباطات به آمریکا کمک کرد تا با استفاده بهینه از این بستر، رسانه ها را به مأموریت فروپاشی شوروی سابق بفرستد. وی در خصوص نقش رسانه ها می نویسد: ما نه روی قدرت سیاسی و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی تکیه کردیم، تنها از طریق فرهنگ و استفاده مؤثّر از رسانه توانستیم به این هدف برسیم؛ رسانه هایی که به صورت هدفمند و متمرکز برای نفوذ به درون شوروی به راه انداخته شدند.۱

دشمن در تکرار تجربه جنگ روانی، در مورد ایران هم به همین شیوه اقدام کرد و درصدد بود با تمرکز روی ذهن و باور مسئولان سیاسی و مردم، زمینه شورش مردم را فراهم نمایند؛ غافل از اینکه اینجا ایران است و مردم هدایت شده و تربیت شده ازسوی امام راحل(ره) و امام شهید(قدس سرّه) بوده و به شدت دلبسته به اسلام، اهل بیت و انقلاب و ولایت فقیه هستند و به همین دلیل با همه وجود به میدان آمده و نقشه های شیطانی دشمن را خنثی نمودند.

نکته قابل توجه اینکه اوّلاً استمرار مقابله با جنگ نرم دشمن، مستلزم ابتکار و خلاقیت در جنگ شناختی و انسجام و همبستگی در روایتها به ویژه تمرکز بر روایت اوّل در بیان حوادث می باشد؛ ثانیاً پرهیز از ارسال پیام ضعف به دشمن (که به شدت هیأت حاکمه آمریکا به این پیامها نیاز دارد) نیز ضروری است؛ ثالثاً اهتمام به عملیات روانی در مقاطع خاص در برابر جنگ روانی سرکرده نظام آمریکا در کنترل قیمت انرژی نیز ضرورت دارد.

یک تحلیلگر غربی میگوید: از ایران تعجّب می کنم که به رغم قدرتش اجازه داد ترامپ با توئیت های خود در شبهای دوشنبه در آستانه شروع بازار غرب، قیمت انرژی را کنترل نماید. اگر چه چند عامل در پایین نگهداشتن قیمت نفت مؤثّر بوده اما عملیات روانی ترامپ، تأثیر فوق العادهای در کنترل قیمت انرژی داشت.

ادامه دارد...

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha